السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
417
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
قدرى زياد كه سر تا سر « جيروت » را تا « نضدون » پر كرده بودند . سپس خود سيف جيروت و نضدون را معرفى مىكند و مىگويد : جيروت و نضدون دو بيابانند از بيابانهاى مهره . آن گاه به گفتارش چنين ادامه مىدهد : مسلمانان كه به مهره رسيدند « شخريت » با رئيس و فرمانده مسلمانان متحد و همپيمان گرديد و با تمام افراد و سربازاناش به لشكر وى پيوست همه با هم به سوى گروه ديگر مشركين حركت نمودند و جنگى شديدتر از جنگ « دبا » در اين جا به وقوع پيوست و بالاخره رئيس و فرمانده مشركين به دست مسلمانان كشته شد و لشكر مشركين رو به هزيمت نهادند و لشكر مسلمانان آنان را از دم شمشير گذراندند و تا مىتوانستند از افراد آنان به قتل رسانيدند و اموالشان را به غنيمت بردند و يك پنجم آن را به عنوان خمس غنايم براى ابو بكر فرستادند در اين جنگ مسلمانان به قدرى غنيمت جنگى از مشركين به دست آورده بودند كه تنها يك قلم از آنها دو هزار است اصيل و گران قيمت بود . سيف مىگويد : اين پيروزىهاى پى در پى كه نصيب مسلمانان گرديد مردم تمام آن نواحى و مناطق را به رعب و وحشت انداخت و همهء آنان از ترس جان و مالشان اسلام را پذيرفتند و از كسانى كه در اثر اين جنگها مسلمان گرديدند ، مردم « رياضه ، مر ، اللبان ، جيروت ، ظهور الشحر ، الصبرات ، ينعب ، و مردم ذات خيم » بودند و جريان مسلمان شدن مردم اين مناطق را به مركز اسلامى اطلاع و به ابو بكر مژده دادند . اين بود قسمتى از آنچه سيف در كتاب فتوح خود آورده و طبرى هم از سيف گرفته و در تاريخ خود آورده است و موّرخين ديگر نيز مانند ابن اثير ، ابن كثير ، و ابن خلدون ، از طبرى گرفته و در كتابهاىشان نقل نمودهاند . حموى هم اسم شهرها و مناطقى را كه در اين داستان آمده است از همان سيف گرفته و در ليست شهرها و اماكن ضبط نموده و از روايت سيف براى آنها شرح آورده است و مؤلف مراصد الاطلاع نيز از حموى گرفته است و ابن حجر نيز مردى به نام « شخرات » را كه در اين داستان آمده است از همان سيف گرفته و شرح حال او را در اصابه در ليست صحابه پيامبر وارد نموده است و بدين گونه اين داستانهاى دروغين ، نام اشخاص و اماكنى كه در آنها به كار رفته است ، به كتب تاريخ و تراجم و كتب مربوط به شرح حال